الغزالي ( مترجم : مؤيد الدين خوارزمى )

136

إحياء علوم الدين ( فارسى )

تبذل بدل كند ، و زى حشمت را به زى تواضع ، و همچنين هر هيئتى و حالى و فعلى كه در جاى و لباس و طعام و خاست و نشست براى إتمام مقتضى جاه معتاد او بوده باشد بايد كه آن را به نقايض آن بدل كند ، تا به اعتياد [ آن ضد آن چه ] پيش از آن به سبب اعتياد ضد در وى راسخ گشته باشد رسوخ پذيرد ، كه معنى معالجه جز مضادت نيست . سوم آن كه تلطف و تدريج را در آن رعايت نمايد ، و در تبديل به يك دفعت سوى طرف اقصى نقل نكند ، چه طبع نفور است ، و نقل از خويها جز بتدريج امكان ندارد . پس بعضى بگذارد ، و نفس خود را به بعضى تسليت دهد . آن گاه چون نفس او بدان بعض قانع شود ، از آن بعض نيز بعضى گذاشتن گيرد تا به بقيت آن راضى گردد . و همچنين بتدريج چيزى به جاى مىآرد تا آن صفتها را كه در وى راسخ است قهر كند . و پيغامبر - عليه الصلاة و السلام - بدين تدريج اشارت فرموده است در قول خود : انّ هذا الدّين متين فأوغل فيه برفق و لا تبغّض إلى نفسك عبادة اللّه فانّ المنبتّ لا أرضا قطع و لا ظهرا أبقى ، اى ، بدرستى كه اين دين استوار است ، پس به رفق در او در آى ، و عبادت خداى را بر نفس خود دشمن مگردان ، چه كسى كه در ميان راه منقطع شود نه زمين قطع كرده باشد و نه مركوب باقى گذاشته . و در خبر ديگر : لا تشادّوا هذا الدّين فانّ من يشادّه يغلبه ، اى ، سختى مكنيد با اين دين كه هر كه با آن سختى نمايد وى را مغلوب گرداند . پس اكنون آن چه ياد كرديم از علاج صبر از وسوسه‌ها و از شهوت و از جاه به قانونهاى طرق مجاهده كه در « كتاب رياضت نفس » از « ربع مهلكات » ياد كرديم بپيوند ، و آن را دستور خود ساز ، تا بدانچه علاج صبر در همهء قسمها كه پيش از اين مفصل گفته‌ايم بدانى ، چه تفصيل آحاد دراز شود . و هر كه تدريج را رعايت كند صبر او را به حالتى رساند كه صبر از آن بر وى گران آيد ، چنان كه صبر با آن گران آمدى . پس كارهاى او انعكاس پذيرد ، آن چه محبوب او بوده باشد ممقوت او گردد ، و مكروه او مشربى گواران شود كه از آن نشكيبد . و اين جز به تجربه و ذوق دانسته نشود . و اين را در عادتها نظير است ، چه كودك را در ابتدا به قهر بر تعلم دارند ، و بر وى صبر كردن از بازى و صبر كردن با تعلم دشوار آيد ، تا آن گاه كه بصيرت او گشاده شود و با علم انس گيرد ، كار او باژگونه شود ، پس صبر از علم و صبر بر بازى بر وى دشوار آيد . و اشارتى است بدين آن چه آورده‌اند كه عارفى شبلى را پرسيد كه كدام صبر سخت‌تر ؟ گفت : صبر در كار خداى . گفت : نى . گفت : صبر براى خداى . گفت : نى . گفت : صبر با خداى . گفت : نى . گفت : پس كدام سخت‌تر ؟ گفت : صبر از [ 99 ] خداى . شبلى نعره‌اى بزد كه نزديك بود كه هلاك شود . و در معنى قول حق تعالى آمده است : اصْبِرُوا وَ صابِرُوا وَ رابِطُوا ، « 120 » اى ، صبر

--> ( 120 ) آل عمران 3 - 200 .